به نام عشق

به جرم خنده هایم، دارم زدن
به جرم دستهای لطیفش در دستهایم، دارم زدن
به جرم آغوش گرمش، دارم زدن
به جرم بوسیدنش، دارم زدن
طناب دار را با افتخار و با لذت به گردنم می اندازد، آن زن بدکاره ی از خدا بی خبر
به جرم بی خدا بودن، دارم زدن
در نگاه مادرم می میرم، مادر از حال می رود
به جرم عشق، دارم زدن
مردی با ریش سیاه به من تف می اندازد
به جرم دست رد به سینه ی مردها زدن، دارم زدن
اعتراف کن برای آخرین بار ، پاهایم سست می شوند
به جرم راستی و درستی دارم زدن
می خندد زنی از ته دل، ای لجن هم جنس باز بمیر حق تو مردن است
به جرم عشق به زن، دارم زدن
همجنس من
در صورت تمایل به دریافت این نشریه به آدرس زیر
جهت دانلود نشریه و
ویا ایمیل زیر مراجعه فرمایید



bravenet.com