به نام عشق
من با تو هستم
با تو یک دنیا حرف دارم، آیا صدایم را می شنوی؟
در آینه نگاه کن، آیا مرا می بینی؟
بهتر نگاه کن، به لبهایم، به لبهایی که سالهاست آرزو دارد از من بگوید، از واقعیت من، از زجرهای من، از ترسهای من، از شکستهای روحی من، از شکنجه های جسمی من، از سرکوب کردن نیازهای من، از باورهای غلط من، از دلهرهای همیشگی من، از گریه ها و ضجه های شبانه ی من، از دروغها و نقش بازی کردنهای من، از نقاب نقاشی شده ی من، از همجنسگرا بودن من، از احساس من به زن...
به چشمهایم نگاه کن، به چشمهایی که سالهاست در حراس و تشویش به معشوقه ام نگریسته است ، به چشمهایی که در تاریکی شب به ترسها و نا کامیهای من گریسته است، به چشمهایی که محکوم به ندیدن است، محکوم به اشک ریختن است...
به دستهایم نگاه کن، به دستهایی که سالهاست در آرزوی گرفتن دستیست، دست یک زن، ولی نه در خفا، نه با تشویش... درآرزوی گرفتن دستیست، دستی که همیشگی باشد، دستی که ماندگار باشد، دستی که تنها از آن من باشد، دستی به دور از دست هر مردی...
به من نزدیک شو، نزدیکتر، سردی آینه را حس کن، بیدار شو، بیدار شو، خودت را جستجو کن، دستهایت را لمس کن، چشمهایت را باز کن، با لبهایت لبخند بزن، به خودت رحم کن، روحت را از زنده به گور شدن رها کن، تو خود، مسبب رنجهایت هستی، و در این دنیا با نقش بازی کردن هایت گم شده ای، رحم کن به من رحم کن...
زنده باش و با واقعیتت زندگی کن...تو در ترسهایت محو خواهی شد و هرگز کسی برایت دلسوزی نخواهد کرد، خودت را از قید و بندهای دیکته شده و اشتباه رها کن، با سختیها مبارزه کن، آزاد باش و آزادانه زندگی کن، فریاد بزن، بگو:
من یک لزبین هستم، خودم را عاشقانه دوست دارم، حق من آزادیست، حق من زندگیست، دستهایم را دوست دارم، حق او گرفتن دست یک زن است، چشمهایم را دوست دارم، حق او دیدن و عاشق شدن است، لبهایم را دوست دارم حق او گفتن دوستت دارم است، حق او بوسیدن است، حق او فریاد زدن برای آزادیست.
همجنس من
در صورت تمایل به دریافت این نشریه به آدرس زیر
جهت دانلود نشریه و
ویا ایمیل زیر مراجعه فرمایید



bravenet.com