همجنس من
همجنس من از جنس تو می نویسد ... از جنس تویی که در انزوای تنهایی هایت ، کارت از گریه هم عبور کرده ... خنده نمی دانی .
از جنس تو که بلور نازک تنت را هر شب تجاوزگاه جنسی بیگانه قرار می دهی ، که نه می خواهی اش ... نه می فهمدت .
خودفروشی یی ناخواسته به سنت و مذهب ... مورد تجاوز قرار داده است تو را ... تو را ... تو را که غربت همیشه گی لحظه هایت را می شناسم . تو را که دردت را می فهمم . در ژرف ترین ژرفای قلبم ، شفاف حس می کنم تو را ... با همه ی وجود خاکسترینم . انگار که خطهای کف دستم ... انگار که چروک پیشانی ... انگار که در خاطرات من پینه بسته ای .
تو را می شناسم که در مشت روزگاری که شاید روزگاری ، خوش نبود ، ذره ذره شکسته ای و حتی فراموش کرده ای روزگاری آرمانهایی داشتی که در حراجی یکطرفه ، سنتی اجباری به یغما برد .
همجنس من ، هم جنس توام و تو را می خواهم نه با همه ی وجود که با روحم که در گذر این متمادی روزگار ناملایم ، صیقل خورده و پاک و راسخ گشته .
شاید وقت آن است که پیله ات را فروشکافی و از این چهارراه از هر سو بن بست برای همیشه بیرون روی و نعره برآوری :
(( همجنس من ، تنهایی هایت ، بی کسی هایت ، اشکهایت تقدس دارد ، اما دیگر گریه در انزوا را مجالی نیست . خود سانسوری ات را برای همیشه به فراموشی بسپار و با من بمان که از جنس توام و در کنارت . ))
در صورت تمایل به دریافت این نشریه به آدرس زیر
جهت دانلود نشریه و
ویا ایمیل زیر مراجعه فرمایید




bravenet.com